تبليغاتX
مداد رنگی - من دانشجو٬ من خوابگاهی!

مداد رنگی

تا حالا خوابگاه رو تجربه کردین؟ من تجربه کردم. اونم بیشتر از سه ترم.حس و حالش عجیبه. وقتی وارد خوابگاه می شی غیر از مسئول و مراقب خوابگاه همه دانشجو هستن. مثل یه دنیا می مونه. همه جور آدم داره! یکی بلند یکی کوتاه. یکی تمیز یکی کثیف. یکی شوخ یکی جدی. یکی سیگاری یکی پاک پاک. یکی مو قشنگ یکی کچل. یکی خواننده یکی رقاص!

یکی به پدر خوابگاه معروفه. فقط به خاطر اینکه یا مدت زیادیه داره از خوابگاه استفاده می کنه یا واقعا پدره!

یکی به مادر خوابگاه معروفه. به این دلیل که آشپزیش تو خوابگاه لنگه نداره. از همه بهتر می پزه!

به نظر من یه خوابگاه ممکنه چند تا معتمد داشته باشه. معتمد به کسی می گن که همیشه تو صف اول نماز جماعته و کلا پاتوقش نماز خونه ی خوابگاهه. بزرگ ترین خلاف معتمد ها اینه که به جای اینکه تو دستشوئی وضو بگیرن از آشپز خونه استفاده می کنن!


و اما من...

خود من با آدمای کمی هم اتاقی بودم. ولی بین همونا آدمای عجیب و غریب زیاد بودن. مثلا یه بنده خدایی بو د که کارش خیلی درست بود. توی سوتی دادن زبان زد بود! از سوتیاش براتون بگم که همین هم اتاقی عزیز هوس کرده بود بعد از حمام موهاش رو سشوار کنه. به همین خاطر با وجود پریز خالی دو شاخه ی یخچال رو از برق درآورده بود و از سشوار استفاده کرده بود. جالب ایجاست که یادش رفته بود دوباره دوشاخه ی یخچال رو به برق وصل کنه. فقط یادمه تنها شانسی که آوردیم این بود که مثل همیشه یخچال پر از خالی بود و گرنه...!!!!!!!

یکی دیگه بود که خدارو شکر هم اتاقی ما نبود. ولی مثل اینکه بود. چون اولا همیشه تو اتاق ما پلاس بود دوما از هم اتاقیام هم صمیمی تر رفتار می کرد!! این بشر که در نوع خودش بی نظیر بود نشد یه بار قبل از این که بیاد تو در بزنه. یا حتی در رو پشت سرش ببنده! تمام کسایی که اونو می شناختن همگی متفق القول بودن که حضرت آقا از نظر آشنایی با اصول رفتاری در پایین ترین سطح ممکن به سر می بره!

یکی دیگه از هم اتاقیام بنده خدا بس که سیب زمینی آب پز خورده بود نسبت به این غذای خوشمزه آلرژی پیدا کرده بود. جوریکه دیگه از نظر اون همه ی سیب زمینی ها تلخ هستن!

خود منم که کلمه ی خوابگاه رو جدی گرفته بودم بیشتر سعی می کردم بخوابم. چون این طوری هم در راستای تخصصم(تنبلی) قدم برداشته بودم و هم کمتر تو متن ماجراهای خوابگاه حضور داشتم!


پ ن- شایع ترین اپیدمی تو خوابگاه خالی بندیه! به همین دلیل اکیدا توصیه می کنم اونایی که از خود شاخ و عوارض ناشی از شاخدار شدن می ترسن هرگز به هیچ خوابگاهی نزدیک نشن!


+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 20  توسط مداد سفید